السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
44
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
نوشته و از ايشان در بارهء علّت وجود مدفوع و بوى بد آن سؤال كردم ، فرمود : خداوند عزّ و جلّ آدم را در حالى آفريد كه بدن او پاكيزه و خوشبو بود و چهل سال گذشت در حالى كه ملائكه از كنار او مىگذشتند و مىگفتند : تو براى چه خلقشدهاى ؟ و ابليس از دهان او وارد شده و از مقعدش بيرون مىرفت ، به همين جهت آنچه در درون انسان است بدبو و پليد و غير طيّب است . و از يكى از ائمه عليهم السلام نقل شده كه از ايشان در بارهء شروع طواف سؤال شد ، فرمود : همانا خداوند تبارك و تعالى وقتى كه اراده كرد آدم ( ع ) را خلق كند به ملائكه فرمود : من خليفهاى در زمين قرار مىدهم ، پس دو فرشته از ميان ملائك گفتند : آيا مىخواهى در زمين كسى را قرار دهى كه در آن فساد مىكند و خون مىريزد ؟ در اين هنگام ميان آن دو و خداى عزّ و جل حجابى قرار گرفت با اينكه نور خداى متعال براى ملائكه ظاهر بود ، پس آن دو ملك دانستند كه خداوند از گفتار آنان ناخرسند گشته ، پس آن دو ملك به ملائكه ديگر گفتند : راه چاره و چگونگى توبه ما چيست ؟ ملائكه گفتند : وجهى براى توبهء شما نمىشناسيم ، جز اينكه به عرش پناه ببريد ، پس آن دو ملك به عرش پناهنده شدند و توبه كردند ، آن وقت حجابهاى ميان آنان و خداى متعال برداشته شد و خداى تعالى اين عبادت را بر بندگان خود پسنديد ، بنا بر اين خداوند خانهء كعبه را در زمين قرار داد و طواف اطراف آن را بر آنان واجب نمود و بيت المعمور را نيز براى عبادت ملائك در آسمان قرار داد . در اين خصوص مىگوئيم : مراد از نور خداى متعال نور ايجادشدهء او در عرش و يا انوار ائمه صلوات اللَّه عليهم يا انوار معرفت و فيض خداست ، بنا بر اين مراد از حجاب هم حجابهاى معنوى مىباشد . و در ( علل محمد بن سنان ) از امام رضا ( ع ) نقل شده كه ملائكه وقتى از گفتار خود پشيمان شدند براى استغفار به عرش پناه بردند و خداوند اين عبادت را بر بندگانش پسنديد ، آنگاه در آسمان چهارم به محاذات عرش خانهاى قرار داد و آن را ( ضراح ) ناميد ، سپس در آسمان دنيا به محاذات ( ضراح ) بيت المعمور را آفريد و به محاذات آن در روى زمين خانه كعبه را قرار داد و آنگاه به آدم ( ع ) امر كرد كه براى توبه در پيرامون آن طواف كند و سپس توبه او را پذيرفت و اين سنّت تا روز قيامت